تبليغاتX
زعفرون
وبلاگ فرهنگی-اجتماعی - انتقادی

سلام با آرززوی قبولی طاعات و عبادات همگی امروز حالمون گرفته شد والا امان از دست این کنکور به هیچ کی رحم نمی کنه بدتر از ترافیک تهرانه والا نمی دونم کی قراره از شرش خلاص بشیم شاید وقتی خودمون خلاص شدیم عجب حال گیری بوداااا بعد این همه وقت بدبختی و استرس کشیدن نتیجه می یاد آخر سر یه اینتر می زنی و ...حتما حکمتی تو کاره نمی دونم  البته شب جبران اون همه ناراحتی شده عجب بازی بودااااااااااااااااااااااا خیلی باحال بود دم و دیقه گل بارون بود  حالا بگیم آبی که جفتشون آبین ولی خب استقلال خودمون یه چیز دیگس به افتخار استقلال یه کف مرتب شیرینی بمونه روز عید حریصه میدم به همه  با شکر بخورین که شیرین کام بشین

پریروز یه ایمیل به دسم رسیده از طرف یکی از دوستام با عنوان :مگه دستم بت نرسه ای رمضون میگه: تقریبا یه دو هفته ای میشه که نهارمون ساعت ۵:۳۰ عصر حاضر میشه ، شاممون هم ساعت ۴:۱۵ صبح  . تازه صبحونه هم از برنامه ی غذاییمون حذف شده  . از مامانم که میپرسم چه اتفاقی افتاده ؟ میگه رمضون اومده .  آی اگه دستم به این رمضون برسه ، میدونم چیکارش کنم . والا مال همین حرفاست که زلزله نازل میشه برامون همه خوبین که؟ انشالا که کسی آسیب ندیده باشه ولی وجدانی زلزله همون تلنگر زمینه ها که تر و خشک و با هم می سوزونه ای خدا ما امید و آرزو داریم حداقل بذا این رمضونه تموم شه تشنه گشنه از دنیا نریم خب دیگه شوخی بسه

 چند روز ديگه ماه رمضون هم مثل خيلی چيزها و خيلی روزهای ديگه كه خُب كم نبودند تو تقويم و فرهنگ و رسم و رسوم ما، تموم ميشه و دوباره ما می‌مونيم و همون صبحونه نهار شام و خورد و خوراك چند گانه و چند باره. هجوم وحشيانه به ميوه و غذا ! اين چند روز هم تموم ميشه ولی كاش ردپا و اثری ازش تو جامعه باقی بمونه. تو جامعه پيش‌كش‌مون، كاشكی ميتونست ذره‌ای خراش به روح و روان، سفت و سخت و غير انعطاف‌مون بده. درصد بسيار بسيار بالايی از ماهايی كه به اصطلاح روزه گرفتيم فقط يك ماه نخورديم، همين و بس و اين راحت‌ترين كار ممكن اين روزها بوده. نخوردن! بواقع فلسفه‌ كار، اينی نبوده كه ما چهار صباح نخوريم؟! قطعاً هدف چيز ديگه‌ای بوده ولی كدوم‌مون به اون هدف رسيديم؟! رسيدن كه هيچی، اصلاً تونستيم ذره‌ای بهش نزديك بشيم. به مملكت و دولت و جناح‌های سياسی كاری ندارم چون عبادت و اعتقاد يه چيز كاملاً درونی و شخصی و فرقی نميكنه اونايی كه در راس قدرت هستند چی فكر می‌كنند. بر و بچ هم كه اصلاً اعتقادی به روزه و اين حرفها ندارند كه موضع‌شون كاملاً روشنه، می‌مونه مايی كه اعتقاد به همچين روزهايی داريم. يك ماه نخورديم و يه جورايی رياضت كشيديم، بخودمون سخت گرفتيم، قار و قور شكم رو شنيديم، كسل شديم،  گرسنه و تشنه شديم ولی روزه گرفتيم. چرا؟! فردا كه ماه رمضون تموم بشه، اين سختی و رياضت يك ماهه چقدر روی اعمال و رفتار بعدی‌مون تاثير ميذاره؟ اين نخوردن و نديدن و نشنيدن چقدر تو ديد و بينش‌مون، فردای بعد از عيد فطر تاثير گذاره؟! چند درصد؟ فردا كه ماه رمضون تموم بشه چقدر تونستيم به اون اهداف انسانی نزديكتر شده باشيم؟

ولی من از یه چی می ترسم !!!

می ترسم تو یه چشم به هم زدن ، یعنی همین که چشامونو بستیم و باز کردیم بشنویم که همه میگن :

عید رمضان آمد ماه رمضان رفت *** صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

باور کنید به اندازه ی یه چشم به هم زدن هم طول نمیکشه

فقط خداکنه تو این چشم به هم زدن از فیوضات این ماه بی نصیب نمونیم البته بی نصیب اشتباهه چون هیچکس از رحمتهای این ماه بی نصیب نمی مونه خدا کنه کم نصیب و کم بهره این ماه رو به پایان نرسونیم

در آخر یه چن تا پیامک ماه روضون رو دیدم تو یکی از سایتا می ذارمش اینجا که شما هم فیض ببرین .


ماه رمضان بر تو ای دوست گلم که دم افطاری تخته گاز داری میری خونه مبارک باد..*جمعیت مبارزه با سوء تغذیه شدید
ماه رمضان ماه صفا ، تعطیلی ، پرخوری ، بیکاری و سیگار بعد از افطاری و تماشای سریالهای سرکاری مبارک باد

مناجات یه نفری باخدا : خدايا ماه رمضان را مانند المپیک هر 4 سال يک بار آن هم در يک کشور برگزار کن
به  یکی میگن پاشو سحره. میگه بزار بخوابم.خودم فردا بهش زنگ میزنم
خب دیگه فعلن بسه  التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 1:10  توسط زعفرون  | 

سلام به همگی ضمن قبولی طاعات و عبادات همه ی همشهریان محترم مخصوصا خواننده های این وبلاگ متاسفم از اینکه اول رمضوون نتونستم خدمت برسم والا سیستمم یه مقدار گیج ویجی می زنه مث اینکه اینم می خواد روزه بگیره یا هم اینکه نمی خواد من پای نت و اینجور برنامه ها باشم تو ماه رومضون الله اعلم
آخه خدايي بخواي حساب کني ، قشري که با اينترنت و رايانه سر و کار دارن توي اين ماه بيشتر دچار غفلت زدگي نسبت به راز و نياز و قرآن و بهره مندي از اين ماه مي شن...اينطور نيست... خدا کنه ما جزئشون نباشیم

ماه رمضون ماهي که  به ياد فقرا مي افتيم!ماهي  که آدم تمرين ميکنه که چطور در سختيها زندگي کنه!ماهي که ...اگه از خيليها بخواي در موردش صحبت کنن چنين جملاتي رو تحويلت ميدن!يه کلوم ،ختم کلوم از ديد بعضيها ماه رمضان يعني ماه تمرين گشنگي ، نه ماه تمرين درسته ولي نه تمرين گشنگي... .مي خوام از يه ديد ديگه نگاه کنيم ! واقعا توي اين ماه چه تمرينهايي رو ميشه انجام داد ! تا حالا فکر کردي؟ من ميگم آدم بايد به بهترين شکل ممکن از اين ماه سوء استفاده کنه ! يعني چي؟ يعني بيا با هم بشينيم فکر کنيم ببينيم چه کارايي رو نمي شه و سخته توي ماهها و روزهاي ديگه سال غير از اين ماه تمرين کرد و انجام داد ، اونا رو با هم تمرين کنيم ! چطوره ؟  پس ماه رمضان ، ماه تمرين چيزهايي که سخته ولي ممکنهمثلا؟ مثلا نداره که ! مثلا... مثلا نماز اول وقت خون نماز اول وقت خوندن رو تمرين کنيم ؟ درسته شش روزش گذشت اما اشکال نداره ماهي و آب و تازه !! نــــــــــــــــــــــــــــــــه ! فردا  ديره ، از همين امشب شروع مي کنيم ! همين امشب ! ، همه با هم ،...پس بسم الله خب ديگه؟مثلا ؟ مثلا بياييم تو اين ماه غيبت نکردن و دروغ نگفتن را تمرين کنيم ! سخته ولي ممکنه! يعني ميشه آدم بسم الله بگه  با خدا عهد کنه يکي دو هفته غيبت نکنه ، دروغ نگه ! بابا نگو نميشه بگو سخته ولي ممکنه... .مگه تا حالا شنيدي تو اخبار بگن فردي بر اثر دروغ نگفتن و غيبت نکردن جان سپرد...پس بسم الله خب ديگه چي؟مثلا؟راستشو بخواي اين آخريه يه کم خصوصيه ! شايد جاش اينجا نباشه ولي من مي گم ! مي دوني يه چيزي ديدم داغ کردم ! توي تاکسي نشسته بودم دم دماي اذون بود داشتم ميومدم سمت خونه...کم کم  صداي دلنشين اذان طنين انداز شد...الله اکبر ، الله ، راديو تاکسي ، همه با هم شده بودن يه گروه تواشيح و يک صدا مي گفتن الله اکبر ، الله اکبر...تا اينجاي کار نيازي به داغ کردن نداشت...قسمت درام(همون غمگين خودمون) قضيه اينجاست که به محض شروع شدن اذان يه وقت ديدم راننده تاکسي يه سيگار در آورد  و شروع کرد...نه نه نه !ين دفعه ديگه پس بسم الله نداره! بزار ببينم... يعني خيلي سخته توي اين ماه تمرين کنین و سيگار رو ترک کنيد دور از جون شما با اوناییم که دیگه فک  می کنن درگیر و اسیرنو راهی ندارن به جر سوختن و ساختن ! به خدا سخت نيست نه بذار اينجور بگم : سخته ولي ممکنه ! من نمي دونم تو خونه کسي رو داريد که اهلشه يا نه شايدم خدايي نکرده ... به هر حال اين ماه بهترين موقعيته چون اجبارا بايد صبح تا شب دوريشو تحمل کني! پس حالا بسم الله !

اي بابا بازم نگو مثلا؟ خب شما هم يه مثال بزن


برای همه آرزوی موفقیت می کنم امیدوارم  بتونیم وجودمون رودر این ماه مبارک از همه ی کینه ها و بدیها تصفیه کنیم بدونیم که همه ی ما سفری رو در پیش داریم که همیشه باید به فکر آماده کردن خودمون باشیم که تنها فرقش با سفرای دیگه اینه که تاریخ پروازمون مشخص نیستپس بیاین همیشه و در هر لحظه به فکر اون سفر باشیمو آمادگی های لازمو در وجودمون ایجاد کنیم این ماه بهترین فرصته که خودمونو بسازیم و به فکر تداوم این روال در همه ی ماهها هفته ها ُروزها ُ ساعتهاُ دقیقه ها و حتی ثانیه های عمرمون باشیم  

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 3:10  توسط زعفرون  | 

در پست قبل تو قسمت نظرخواهي از همه خواسته بودم که نظراتشونو راجع به مطالب و موضوعات آينده بگن از همه ی اونایی که نظراشونو گفتن تشکر می کنم خانم قاسمي هم موضوعات جالب توجهي رو ارائه دادن که در اين پست يکي از اون موضوعات رو شرح میدم
يکي از موضوعات مهمي که ارائه داده بودند از دلايل ترک تحصيل دخترا اونم از مقطع دبيرستان يا حتي راهنمايي هستش
نظر من در مورد اين موضوع
مهمترين دلیلش بستگي به خود شخص داره طرف ميبينه با درس و کتاب سازگاري نداره نميشه گفت آدم بي استعداديه ولي چي مغزش قادر به تحليل مطالب نيست از درس و مدرسه زده شده اونجاست که تصميم به ترک تحصيل ميگيره
2)هدف خاصي غير درس خوندن مد نظرشه فک ميکنه اگه حرفه ي خاصي رو فرا بگيره براش بهتر از کتاب درسيه و در خیلی از موارد می بینیم که وارد شدن به یک حرفه ی خاص چه از لحاض موقعیت شغلی و چه درامد به موفقیت بالایی می رسن که شاید الان لیسانسه ی ما هم نداره در مورد خانوما الان همه شاهدیم دیگه تو شهریکی شغل آرایشگری و دیگه خیاطی کدوم یکیشون دوره دیدن تو دانشگاه ولی وجدانی به اندازه ی دکتر اکبری ماشالا پول پارو می کنن بازم میگم ماشالا خدا بیشتر بهشون بده ولی الان آرایشگرا و خیاطا وجدانی دیگه شورشو در آوردن انگار که میخوان چی کار کنن اصلا حق رو مراعات نمی کنن البته اکثراشون که الان دیگه ترتیب کار تو دسشونه خیاط به اندازه ی قیمت پارچه ی لباس هر چقد باشه کرایه می گیره  انگار که میخواد اطلسو دوخت کنه خب واقعا این ظلمه که باید اون دنیا جواب پس داد  (خب خارج نشیم از بحث)بسه
3)متاسفانه سومين دليل برميگرده به خونواده که دختر رو مجبور ميکنه که بشينه تو خونه و قيد درس و مشق و بزنه قديما اين دليل اولویت بود الان با توجه به اينکه ديگه تصميم گيريهاي مهم تا یه حدودی دس خود فرزنده اينو گذاشتم سومين دليل و در خيلي از موارد اگر دانش آموز بتونه دلايل محکمانه پسندی برا  ادامه ي تحصيلش بياره و واقعا خودش اين قصدو داشته باشه کم پيش مي ياد که مجبورش کنن که اگه واقعا آدم تو همچون شرایطی باشه که اونو از تحصيل وا بدارند وجداني ظلم بزرگيه که مجازات اخروي رو در پيش داره توجه به حقوق فرزند خيلي مهمه که اگه خونواده نسبت به اون بيتوجه باشه اون دنيا  باس جواب پس بده  
4)دسته ي بعد اونايي هستند که متاسفانه محيط تحصيل و مدرسه رو اشتبا ميگيرند با محيط تفریح و بازي تو مدرسه شلوغ بازی در می یارن  مديرا هم کز مي کنن هر روز خونواده رو ميکشن مدرسه تا بلاخره اونا رو مجبور به ترک تحصيل مي کنند من کاملا مخالفم با والدين و مسوولين مدرسه اگه روحيه ي دانش آموز رو سست کنند که نه تو به درد درس و مرس نمي خوري تو بايد بشيني تو خونه و.... اين وجداني ظلم بزرگيه که حق پيشرفت رو از يک شخص ميگيرن معلم وظيفشه که حتي به تنبل ترين دانش آموزم احترام بذاره چشش کور بايد از هر روشي غير از ايجاد بي انگيزگی در دانش آموز استفاده کنه
5)اون دسته از دخترايي هستن که شوق و ذوق زيادي نسبت به ازدواج و تشکيل خونواده دارن هدف زندگيشون خدمت کردن به يک خونواده هست نه به اجتماع اینجاس که تصمیم به ترک تحصیل می گیرن متاسفانه خیلی از اونایی که جزء این دسته اند بعد از مدت حداکثر 2 سال الی 5 سال یه جورایی نسبت به خونواده و زندگی بی انگیزه میشن فکر می کنن که زندگیشون عبثه تکراریه البته حقم دارن سنی نداشتن که قاطی این برنامه ها بشن می تونستن حداکثر استفاده رو از دوران مجردی ببرن که نبردن و در حال حاضر این تریپی تو شهرمون خیلی زیاد شده  نمیدونم چه جریانیه که مدش کردن ازدواج در سنین پایین مثلا کلاس داره برا جوونشون ولی مد مسخره و دور از منطقیه توصیه می کنم اگر واقعا جوونی رو میبینن که هدفش درس خوندنه خودشو قاطی این برنامه ها نکرده دغدغش امتحان نهایی یا کنکوره هیچ وقت فکر و ذکرشو با این مسائل مغشوش نکنن دلیلی نداره که به خود همچون شخصی که میدونن به تمرکز نیاز داره پیشنهاد ازدواج بدن که روزها و ساعتها به این موضوع فکر کنه یه لحظه فک کنین این بیچاره دیگه چه جوری می تونه به درس خوندن فک کنه اگرم به قول معروف واهمه دارن که اگه نگیم هاااا مرغ از قفس پرید می تونن به خونوادش در میون بذارن خونواده هم چیزی بش نگن و صبر کنند  تا زمانی که شخص این نیاز رو در خودش ببینه و بعد اقدام کنند در غیر این صورت بازم حق یک نفر رو ضایع کردن
اینم بگم که برای ازدواج هیچوقت دیر نیست هر چقدر که آدم زندگی کنه و دست به تجربه بزنه پخته تر میشه و از اونور میتونه یه ازدواج کاملا موفق داشته باشه در نتیجه فرزندان موفقتری رو تربیت کنه دخترایی که فکر میکنید اگه درستونو ادامه بدین ترشیده میشین نه این خبرا نیست بدونید آدم بد بخت وجود داره ولی کسی بی بخت نمی مونه هر چی قسمتتون باشه براتون اتفاق می یفته
 دلیل دیگه ای برای ترک تحصیل به ذهنم نرسید البته می تونه دلایل متعدد دیگه ای رو هم داشته باشه اینم بگم به نظر من تحصیل هیچ جوره نمی تونه تضمین کنه که  یک شخص با سطح تحصیلات حتی پی اچ دی می تونه در ازدواج 100% موفق باشه بنده خودم شخصا موردی رو دیدم که دختر دیپلمه هست در یه خونواده ی با سواد بزرگ شده ولی عاجزه از تربیت بچهاش حتی بچه سلام کردن در جمع رو هم یاد نگرفته هر نوع فحشی هم که به ذهن ما خطور نمی کنه طرف استادشه ولی یه دختر دیگه که در خونواده ای بزرگ شده که نه پدر و مادرش باسواد بودن نه هم خودشو خواهراش تحصیلاتش پنجم دبستانه این شخص تونسته در این راه موفق باشه فرزنداش از هر لحاضی بی نظیرن از لحاظ درسی از لحاض تربیت جریان چیه ؟ یعنی خدادادی بوده نه به هیچ وجه طرف درک اجتماعیش بالاس مشکلات رو پشت سر گذاشته و الان تونسته از فرزندش همچون شخصیتی بسازه ولی تحصیل و حضور در مدرسه و اجتماعات مختلف  هم در خیلی از موارد می تونه درک آدم رو بالا ببره آدمو دنیا دیده بار بیاره که نعمت بزرگیه به نظر من حد اقل حق دختر هست که بتونه پول تو جیبی خودشو در بیاره حالا چه از راه تحصیل چه حرفه این مهمه که همیشه مصرف کننده نباشه ونیازشو خودشو برطرف کنه و متکی نباشه

 دختر حتی اگه تنبل ترین شاگردیاااااااا هیچ جوره کوتا  نیا نه درس بخون نه چیزی برو بشین سر کلاس دل معلمو که سیاه می کنی که همین خودش خیر و ثوابه ( شوخی)

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 13:33  توسط زعفرون  |