تبليغاتX
زعفرون
وبلاگ فرهنگی-اجتماعی - انتقادی
 

اول رو صفحه  فضای خالی پست کلیک راست کنید بعدش گزینه SELECT ALL رو بزنید تغیرات رو مشاهده می کنید ببینید کسی می دونه جریانش چیه خیلی روش فک کردم ولی نتونستم به نتیجه ای برسم هر کی فهمید جریان چیه بگه ممنون میشم
+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 12:14  توسط زعفرون  | 

سلام این پست رو به درخواست یکی از بازدید کننده ها جناب کیومرث قرار دادم خوشحال میشم نظراتتون رو راجع به پست بدونم خصوصا اون دو تا نظریه ای که اواخر پست به رنگ قرمز نوشته شده

تمام زندگی چشم به انتظار فرزند بود در سن هشتاد و شش سالگی در حالت بیم و امید به دربار خداوندی برای فرزندی صالح دست به دعاء شد «رب هب لی من الصالحین» بار الها! مرا فرزند صالحی از بندگان شایسته عطا فرما.
خداوند نیز این دعا را مستجاب کرد و فرزند صالحی همچون اسماعیل به او بشارت داد.
«فبشرناه بغلام حلیم» پس ما او را به نوجوانی بردبار و صبور بشارت دادیم.

 مفهوم و معنی قربانی از نظر معنای لغوی «قربانی» از لفظ «قربان» ماخوذ است، هر آن چیزی که ذریعه و وسیله تقرب و نزدیکی الله تعالی باشد آن را «قربانی» می گویند، آن چیز خواه ذبح حیوان باشد یا دیگر صدقات.

دعای فرزندتمام زندگی چشم به انتظار فرزد بود در سن هشتاد و شش سالگی در حالت بیم و امید به دربار خداوندی برای فرزندی صالح دست به دعاء شد «رب هب لی من الصالحین» بار الها! مرا فرزند صالحی از بندگان شایسته عطا فرما.
خداوند نیز این دعا را مستجاب کرد و فرزند صالحی همچون اسماعیل به او بشارت داد.

«فبشرناه بغلام حلیم» پس ما او را به نوجوانی بردبار و صبور بشارت دادیم.

قربانی فرزندبه زبان قرآن این داستان شگفت انگیز چنین آمده است:
«فلما بلغ معه السعی قال یا بنی انی اری فی المنام انی اذبحک فانظر ما ذا تری»

زمانی که فرزند به مقام سعی و کوشش رسید یعنی به مرحله ای رسید که می توانست در مسائل مختلف زندگی با تلاش و کوشش پدر را یاری کند  بنا به گفته بعضی مفسران در آن وقت سیزده ساله بود.در آن برهه از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام خواب عجیب و شگفت انگیزی دید (خواب انبیاء در حکم وحی الهی است) و آن خواب حیرت انگیز بیانگر شروع یک آزمایش بزرگ دیگر بود. در خواب می بیند که از سوی خداوند به او دستور رسیده است تا فرزند برومند و یگانه اش را با دست خود قربانی کند و سر ببرد. ابراهیم که بارها از کوره داغ امتحان الهی سر افراز بیرون آمده بود این بار نیز باید دل به دریا بزند و سر بر فرمان حق بگذارد.پدر تمام ماجرا را برای فرزند بیان می کند آن گفتمان تاریخی تا روز قیامت در کتاب جاویدان مرقوم گشته است و این بار نیز ابراهیم از آزمایش سر افراز و کامران بیرون آمد و این غالبا سخت ترین و آخرین امتحان حضرت ابراهیم علیه السلام بود که در آن هم مانند کوهی ثابت قدم ماند.

«قد صدقت الرءیا إنا کذلک نجزی المحسنین ان هذا لهو البلاء المبین  و فدیناه بذبح عظیم»

 خداوند متعال قوچی بزرگ فرستاد تا به جای فرزند قربانی کند و سنتی برای آیندگان در مراسم حج و سرزمین منی و برای تمام جهانیان به جای ماند.

اگر عملا حضرت اسماعیل علیه السلام قربانی می شد همانطوری که حضرت ابراهیم تصمیم قطعی آن را داشت بعد از آن باید به تاسی  و پیروی از ابراهیم خون جگرگوشه ها در کوچه و خیابانها ریخته می شد مگر لطف الهی شامل حال گشت بجای فرزند دلبند قوچی بزرگ برای ذبح عنایت گردید و به عنوان یادگار ابراهیمی، دین اسلام و خاتم پیامبران نه فقط آن را مشروع قرار داد بلکه بر احیای آن حکم تاکید آمد که در همان روز تاریخی دهم ذی الحجه، عید قربان حجاج کرام و عموم مسلمانان به شرط استطاعت یک گوسفند سالم با شرایط و سن خاصی ذبح کنند. (احکام شرعی و و تفاصیل فقهی این شعار اسلامی در کتابهای فقه به تفصیل ذکر شده است)

قربانی یادگار و خاطره ابراهیمی از زمان قدیم رسم توده ملتهاست که جهت زنده نگهداشتن کارنامه های بزرگواران و فاتحان، دولتمردان و نامدارن بناها ساختمانها و مناره ها یا مجسمه هایی به طور یادگار می سازند، هر چند آنها مستحکم باشند باز هم شکار حوادث روزگار خواهند شد اما دین اسلام در این سلسله بعضی اعمال را مشروع قرار داده که با آن شخصیت ارتباط خاصی دارند از انجام آن اعمال نه تنها ثواب می رسد بلکه سیرت و زندگانی، فداکاری و مجاهده های آن شخصیت در ذهن ترسیم می گردد تا آنها را مشعل راه خویش قرار داده و خود را جهت عمل و دعوت به راه حق آماده سازد. بخصوص این عمل مبارک (قربانی) یعنی مال و متاع، تن، سن و وطن همه اینها را به خاطر رضایت خداوند قربان کند و از آنها بگذرد. بطور خلاصه نفس و هوای انسان مانند گوسفند کشته شود تا رضای الهی حاصل گردد.

بعضی در مورد انجام این فریضه چنین ایرادی می گیرند:

مبلغ هنگفتی از مسلمانان جهت ذبح و قربانی هر سال خرج می شود، غیر از گوشت خوردن و اسراف و اضاعه مال دیگر مفهومی ندارد، چرا این مبلغ در رفاه و آسایش ملتها و کشورها بکار برده نمی شود.

این نوع ایرادها ناشی از جهالت و بی سوادی و دوری از فهم و فلسفه احکام الهی است. این نوع ایرادی را می توان در هر عبادت مالی و بدنی مطرح نمود. البته اگر مفهوم ایمان ودین را بخوبی بدانیم، چنین اعتراضی هرگز پیش نخواهد آمد. و دنبال توجیهاتی پوچ نخواهیم رفت، مفهوم دین وایمان یعنی هر چه الله تعالی از بنده مطالبه کند- آمنا و سلمنا- ایمان آورده برای انجام وظیفه به پای خیزیم.

یک فرد مسلمان وقتی که دوست داشتنی و بهترین حیوانی از قبیل شتر و گاو و گوسفند را در راه رضای خدا قربانی می کند در واقع گویا برای تکامل روحی و تربیت تدریجی نخستین درسی به او آموخته می شود که او از قربانی نفیس برای قربانی نفس خویش آماده گردد و در عین حال برای فقراء و مساکین بهترین صدقه و خیرات است که خانواده خویش نیز از آن استفاده می کند. یقینا در کشورهای اسلامی بین شهر نشینان و روستائیان خانواده های بسیاری هستند که در طول سال یک بار هم گوشت بر سر سفره شان نمی بینند اگر گوشت قربانی عادلانه طبق سنت توزیع شود بهترین خدمت و کمک برای خانواده های ستمدیده خواهد بود.

چنین اعتراض ها را کسانی مطرح می کنند که در قصرهای شیشه های پشت پرده نشسته با دین و مشکلات جامعه ارتباطی ندارند. علاوه بر این بعضی ها شبه ی دیگر مطرح می کنند:

روزهای عید حیوان زیادی به طور قربانی ذبح می شود و این یک نوع ضرر اقتصادی است که به سبب آن برثروت حیوانی لطمه وارد می شود مردم به کمبود گوشت و دیگر فرآورده های حیوانی دچار می گردند.

این نوع شبه یقینا بر اثر این است که انسان از قدرت کامل خالق جهانیان و مشاهده نظم و انتظام وی غافل باشد. نظم خداوند همیشه در جهان این بوده و هست و هر چیزی که بیشتر به آن نیاز داشته باشیم خداوند متعال آن را افزونتر می گرداند وبه عوامل و اسباب افزونی آن نعمت انسان را راهنمایی می کند. مانند چاهی اگر آبش روزانه کشیده شود افزونتر و پاکتر می ماند ور نه چشمه هایش مسدود گشته و می خشکد.

نظر شما چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 13:10  توسط زعفرون  | 

عید قربان پاک ترین عیدها است عید سر سپردگی و بندگی. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش  عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی ست که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.
سلام بر همگي عيد رو بهتون تبريک ميگم انشالله قسمت هممون بشه بريم حج از همه مي خوام در اين روز مبارک دل و ديدشون رو بر همه ي بديها و خصومتها ببندن و در هر جاي دنيا که هستند امنيت و محبت خودشون رو نثار اطرفيانشون کنن که مطمئنا لياقتشو دارن
نماز عید رو فردا یادتون نره  انشالله همه و همه مورد رحمت و عطوفت خدا قرار بگیریم صبح خیلی قشنگیه میشه قدرت خدا رو در این شکوه و عظمت به روشنی درک کرد و بازم بگم این نماز اتحادمونو می رسونه همه و همه بهترین و زییاترین( یا به قول برو بچ جلف ترین ) لباس با ظاهری تر و تمیز میریم که این فریضه رو بجا بیاریم کاش بتونیم روح و روانومونم مثل این لباسامون صیقلی بدیم بعد نماز میریم و به زیبای از هم دیگه حلالت می طلبیم دوس دارم همه و همه اگه کدورتی از کسی به دل گرفتین به حرمت این روز بزرگ کوتاه بیاین و خودتون برای آشتی پیش قدم بشین بدونین ثوابش خیلی زیاده و وجدانتون برای همیشه راحت میشه  برای یک بارم که شده غرورمونو نادیده بگیریم  یادتون نره هر چه زودتر عید و به همه تبریک بگین اول به مامان بابا و مادرو پدر بزرگ خواهر برادرا دوستا معلمتون اونایی که بهشون مدیونین منم همچنان منتظر می مونم به دوستا هم اول صبح یه پیامک بدین خوشحال میشن بیچاره ها تازه روز عید واسشون کلاسم داره هی صدای زنگ پیامک مبایلشونو بشنون خودشون با دور و وریا مراقب باشین هیچکی از قلم نیفته به بچه ها هم لازم نیست کیلو کیلو عیدی بدین مطمئن باشین که اول خواهر برادر کوچیکتون اولویت دارن
 انشالله خداوند بهمون توفیقی عنایت کنه که عیدهای بعدی و بعدی بتونیم در کنار هم باشیم و این روز قشنگو به همدیگه تبریک بگیم

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 23:30  توسط زعفرون  | 

سلام خوبین همگی ؟ خدا رو شکر زلزله ظاهرا فلاکن شده از اینجا ما دیگه ازش حرف نزنیم بهتره
کم کم داریم به سالگرد راه اندازی وبلاگ زعفرون که مصادف با عید سعید قربان هست نزدیک میشیم گرچه روزای سال برام خیلی زود گذشت ولی وجدانی انگار که 5 ساله دارم این وبلاگ رو مدیریت می کنم نمی دونم چرا در این مورد یک مقدار زمان برام دیر گذشته وقتی پستای ابتدایی رو بررسی می کنم تفاوتهای زیادی رو می بینم چه در نوشته ها چه در پاسخگویی به نظرات خدا رو شکر می کنم که بهم همچون سعادتی داد که بتونم در این مدت در خدمت شما باشم و از نظرات ارزشمندتون مستفیض . ولی در حال حاضر قبول دارم یک مقدار در آپ کردن و نوشتن پستای جدید کم کاری می کنم شاید یک مقدار از برنامه ریزی در امورم فاصله گرفتم چون آدم اگه برنامه ریزی داشته باشه به تمام کاراش می رسه حتی اگه مشغله ی ذهنی و فکریش فوق العاده زیاد باشه امیدوارم بتونم در نیمه ی باقی مونده از سال پستای متنوعی رو در وبلاگ به نمایش بگذارم از همه تقاضا می کنم چنانچه انتقاد یا پیشنهادی در روند کار وبلاگ دارن نظراتشون رو ارائه بدن تا جایی که بتونم سعیمو می کنم که نظراتتون رو مورد توجه قرار بدم همین جا از کسانی که همیشه زعفرون رو همراهی می کنند و با نظرات سازندشون به بنده دلگرمی میدن تشکر می کنم امیدوارم با کمک همدیگه بتونیم گام مثبتی رو در جهت پیشرفت اول خودمون و بعد جامعمون برداریم
 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 13:49  توسط زعفرون  | 

خدایا ! شکر!

ُفرشته بیکار 

روزی مردی خواب عجیبی دید، او دید که پیش فرشته‌هاست و به کارهای آنها نگاه می‌کند، هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه‌هایی را که توسط پیک‌ها از زمین می‌رسند، باز می‌کنند، و آنها را داخل جعبه می‌گذارند. مرد از فرشته‌ای  پرسید، شما چکار می‌کنید؟!
فرشته در حالی که داشت نامه‌ای را باز می‌کرد، گفت: این جا بخش دریافت است وما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می‌گیریم. مرد کمی جلوتر رفت، باز تعدادی از فرشتگان را دید که کاغذهایی را داخل پاکت می‌گذارند و آنها را توسط پیک‌هایی به زمین می‌فرستند.
مرد پرسید: شماها چکار می‌کنید؟! یکی از فرشتگان با عجله گفت: این جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌های خداوندی را برای بندگان می‌فرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و دید یک فرشته‌ای بیکار نشسته است مرد با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟! 

 

 فرشته جواب داد: این جا بخش تصدیق جواب است. مردمی که دعاهایشان مستجاب شده ، باید جواب بفرستند، ولی فقط عده بسیار کمی جواب می‌دهند. مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می‌توانند جواب بفرستند؟! فرشته پاسخ داد: بسیار ساده فقط کافیست بگویند *خدایا شکر !"

گرفته شده از وبلاگ سلام سلامتی میاره
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 22:32  توسط زعفرون  |