تبليغاتX
زعفرون
وبلاگ فرهنگی-اجتماعی - انتقادی
سلام به همگي به درخواست دوست عزيز خانم قاسمي این پست رو آپ کردم پيشنهاد خوبي دادن بابت اينکه يه مروري به برنامه هاي سال قبل داشته باشيم و برنامه ريزي کنم براي آينده اين روش خيلي خوبيه براي پايان سال ولي انسان موفق هرشب اين کار و مي کنه شب گذري ميکنه به روزي که گذشت و يه طرحي از کاراي که مي خواد فردا انجام بده تو ذهنشه
و اما
  تحولات زندگي شخصي من در چند سال اخير اينها بودند:
1-مهمتر از همه اينکه در هر کار کوچک و بزرگي رضايت خدا رو مد نظر قرار بدم نه رضايت عام حتي اگر بر خلاف ميل باطني خودم يا ديگران باشه
2-در هر حال سعي کنم براي کاري وقت بذارم که در اون زمان وظيفه ي منه و باعث موفقيتم ميشه
3-چند وقته که از هر چي ميترسم به سرم مياد تصميم گرفتم در زمان ترس از چيزي همون کاری رو بکنم که اگه نمی ترسیدم انجامش می دادم باقیش با خدا
-

قول هایی که در سال های پیش روی به خودم می دم:  

1-برای کارام برنامه ریزی کنم کمتر به کارهایی بپردازم که ارزش وقت صرف کردن ندارن به جای اون کارا به مطالعه ی کتابای مختلف در تمام زمینه های علمی و تفسیر قرآن بپردازم
2-تجربه ی دیگرون رو در انجام کارهام دست کم نگیرم چون با مشورت کردن چیزی از دست نمیدم وقتی با خودم فکر می کنم الان من با 5 سال پیش خیلی فرق میکنه طرز تفکراتم و درکم در مورد زندگی پس استفاده از تجربه ی دیگرون خیلی از مشکلات منو حل می کنه
3-برای اینکه ارادم برای رسیدن به هدفم  بیشتر بشه هر روز هدفی که دارم رو در ذهنم تداعی کنم و موانع رسیدن به هدفم رو از سر راهم بردارم
4-همواره سعی کنم دو چیز رو فراموش کنم خوبی که در حق دیگران کردم و بدی که در مورد من مرتکب شدن اینجوری حداقل اوقات خودم شیرین و لذت بخش تر میشه 

با آرزوی موفقیت و قلبی شاد برای تمامی همشهریان و خوانندگان این مجموعه

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 13:7  توسط زعفرون  | 

 شصت و شاهد هر دو دعوي بزرگي ميكنند پس چرا انگشت كوچك لايق انگشتريست؟

دود اگر بالا نشيند كسر شان شعله نيست جاي چشم ابرو نگيرد گر چه او بالا تر است
متاسفانه سوژه های اتفاق افتاده در شهر مصادف شد با تحویل سال جدید شد نخواستم تو روزای پایانی سال مطالب وبلاگ طوری باشه که گویا جنبه ی انتقادی داشته باشه یا کسی خودشو ملامت کنه تبریک سال نو و آرزوی موفقیت در سال جدید رو واجبتر از این پست دونستم به همین دلیل در نوشتنش تعلل کردم
تنها تیترایی که به ذهنم رسید همین چن بیت شعری بود که تو کتابای دبیرستان خوندیم گرچه خیلی از داستانای کتابامو فراموش کردم ولی این بیت شعرا همیشه باهامه حفظشون نمی کنم فقط محتواشو در زندگی به کار می برم
زمان : ساعتای هفت و نیم شب (ساعت قدیم  ) / مکان : خیابون داروخونه منزل شخصی جناب بدر دریابان
گذر ما هم همین طوری افتاد اون دور و ورا وای که چه قیامتی به راهه انگار کسی انگشتشو بکنه تو خونه ی مورچه مورچه ها چطور به حول و ولا می یفتن این جا هم همینطوره انواع وسایل نقلیه موتور ماشین سواره پیاده... رقص نور ماشین پلیسم یه شکل و شمایل اکشن داده به جریان چه خبره رو نمیگم چون زیاد گفتن و زیاد شنیدین گمون نمی کنم کسی باشه که بی خبر بوده باشه ؟ از کنگ و لنگه گرفته تا دور و ورا خدا رو شکر می کنیم که این عزیز دلبند دوباره به کانون گرم خونوادش برگشت
خدا اگر به کسی پولی داده باد آورده نیست اگه باد آورده باشه بدونیم که در یک چشم به هم زدن باد می بره من نمی خوام فلسفه ی اینو انجا باز کنم که حالا فلانی که پولداره پولش از کجا آورده تلاش خودش بوده یا ...پولش تا چه اندازه حلاله؟ از شما هم می خوام که اینا رو تو کامنتا ننویسین چون که تو تایید کردن شرمندتون میشم چون نمی خوام تو این وبلاگ پشت سر شخصیت خاصی حرفی زده بشه هیچ کس از روی ظاهر افراد نمی تونه تصمیم بگیره قضاوت کنه که طرف پولش حلاله یا حرومه مهم اینا نیست این پست رو برای این نوشتم که بگم زمانی خوبه در جامعه ای سرمونو بالا بگیریم که فقیر و غنی زمین تا آسمون با هم فرقی نداشته باشن که با وضع جامعه ی ما داشتن همچون توقعی نشانه ی طرز تفکر عصر جاهلیته خدا قسمت هممون بکنه که بریم خونه ی خدااااا میگن حاجی  فلانی سالی چند بار خدا قسمتش میکنه که بره مکه خوش به حالش چقد خدا دوسش داره ؟ مرد حسابی همسایه ی تو با شکم گرسنه داره می خوابه اون وقت تو دلت خوشه که حرفتو بزنن که سالی چن بار میری  حج ؟ خدا تو رو دوس نداره خدا بدش میاد از تو ولی جریان چیه قسمتش می کنه تو سال چن بار بره خونش ببینه این آدم تا کی از دور و ورش غافله
 برگردیم سر بحثمون هستن اونایی که به قول معروف پولدارن در معنای ظاهری ولی فقط اسمشونو می شنویم از این آدما فقط دو تا برداشت میشه بکنی یا اینکه خیر می کنه  پنهانی کسی با خبر نمیشه که این بهترین و والاترین نوع کمکهافرین میگم به این آدم یا هم که بخور و بخواب کارشه الله نگه دارشه کاری هم به کسی نداره پولشم زیاده غمی نداره تو دنیا که خدا بیشتر و بهتر بده به این آدم
کمک های مالی که جناب آقای دریابان در خیلی از جاها مثلا در راه رشد و پیشرفت فرهنگی شهرمی کنه بر هیچ کس پوشیده نیست ولی من هزینه هایی که این جناب می کنه رو کاملا مثبت نمی بینم اگه یکی اومد پیشمون گفت من از فلان انجمن اومدم نیاز به خدا تومن کمک مالی داریم باید بذاریم کف دسش بره ؟ یا اول فک کنیم ببینیم این خدا تومن تا چه اندازه می تونه به پیشبرد فرهنگی شهر کمک منه اصلا می تونه کمک کنه یا نه؟ اگه چشم و گوشمونو باز کنیم به خوبی می فهمیم وقتی شالوده ی یک ساختمون خرابه حالا هر چی ما خرج کنیم براش فایده ای نداره تو یه زلزله ی 4 ریشتری داغون میشه شهر ما نیاز به تحول فکری و روحی افراد داره نه به کمک مالی فقط با یه مقدار تفکر می تونیم بفهمیم که چه فعالیتایی سازندس فعالیتایی که شاید نیاز به هزینه های مقرون به صرفه هم نداره
ترتیب این پست رو دادم تا به خودمون بیایم و قضاوت کنیم اگر این اتفاق برای یه بچه ی فقیرم می یفتاد در عرض سیم ثانیه این همه آدم به خط می شدن ؟حالا ساعتای 10 اینا رد شدم دوباره بازم می بینم هنوزم ملت پاتوق زدن در خونه ی این بنده خدا حالا که همه چی به خوبی و خوشی تموم شده دمبال چی هستن الله اعلم اگه بچه ی فقیرم گم می شد بازم تو هر 10 متر شهر مامور وا میساد؟اینو بگم تو این شهر نه اینکه بچه ی فقیر مریض شه یا ربوده بشه اگه بچه ی فقیر بمیره شاید همسایه هاشونم با خبر نشن چون پول نداره که یه ختم خیر مجلل بگیره کسی نمیره یه تسلیت خالی هم بهشون بگه یعنی رسم دنیا اینه؟ این شهرتا تا کی می خواد برامون بمونه وقتی فرهنگ شهر ما اینه  مهمتر از همه با وجود همه ی اینا آیا خدا از ما راضیه و اگه مورد خشم و غضب خدا قرار گرفتیم و بلایای طبیعی نازل شد بازم باید شاکی باشیم؟

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 19:47  توسط زعفرون  |